تاریخچه و چگونگی پیدایش انواع لباس
ایرانیان از بیش از ۱۰ هزار سال پیش دارای تمدن بودهاند, از این رو، ریشهی بسیاری از دستاوردهای بشر را در این تمدن میتوان یافت, برای مثال، نخستین ابزار ریسندگی و بافندگی در غار كمربند، نزدیك بهشهر، یافت شده است كه به ۷ هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردد,به علاوه، در قدیمیترین بخشهای شهر باستانی شوش، كه در خوزستان قرار دارد، سوزنهای سوراخدار پیدا شده است,این دستاوردهای و نوآوریهای دیگری كه در دورانهای بعدی رخ داد، صنعت پارچه و پوشاك ایران را پیشتاز و سرآمد جهانیان كرد,جالب است بدانید اسكندر مقدونی، با آنكه به ایران حمله و آن را اشغال كرده بود، لباس ایرانی میپوشید, در این جا به برخی از نوآوریهای ایرانیان در زمینهی پوشاك و پارچه اشاره میشود و تاریخچه و چگونگی پیدایش انواع لباس را بررسی می نماییم.
تاریخ پیدایش لباس زیر
لنگی، ساده ترین شکل لباس زیر است که احتمالا اولین لباس پوشیده شده توسط انسان می باشد, در هوای گرم تر، لنگی ها غالبا تنها لباس پوشیدنی بودند (که از آن به جای یک لباس بیرونی استفاده می کردند)، اما در مناطق سردتر، لنگی غالبا با لباس های دیگر پوشیده میشد,در بیشتر تمدنهای قدیم، لنگی از اولین لباسهای زیر بوده است,لنگی معمولا سه فرم عمده دارد. اولین و ساده ترین، نوع لباس زیر است که به وسیله یک لایه طولانی از پارچه یا برخی مواد دیگر، پاها و سپس دور کمر را میپوشانده است, باستان شناسان لنگیهای ساخته شده از چرم که پیش از آن ۷۰۰۰ سال قدمت دارد را یافته اند, در هاوایی باستان (مالو) و چند سبک فندوشی ژاپنی از این شکل استفاده میکردند,شکل دیگر معمولا به نام (نهانگاه آلت) نامیده می شود: یک تکه پارچه مثلثی شکل که بین پاها و آلت تناسلی استفاده میشود,توتانخامون پادشاه مصر (۱۳۴۱ -۱۳۲۳ پیش از میلاد) با سبکی از لنگی که از پارچه لنین بود، دفن شده است,این سبک به صورت فرم یک دامن بوده: یک پارچه که در اطراف کمر قرار میگیرد و سپس با یک کمربند تزیین میشود,گفته میشود مردان در یونان باستان و روم با پارچههایی از پوست خود را میپوشاندند، هر چند مشخص نیست که آیا زنان یونانی لباس زیر را میپوشیدند یا نه؟! برخی از حدس و گمانهایی وجود دارد که تنها بردگان بودند که لنگی میپوشیدند و شهروندان در زیر لباس مخصوصشان (چانتون) لباس زیر نمیپوشیدند,موزاییکهایی از دوره رومی نشان میدهد که زنان سینه بندهایی از چرم نرم، همراه با (نوعی لباس زیر شورت مانند) subligacula یا به شکل شلوار کوتاه و یا لنگی میپوشیدند,همچنین Subligacula نیز توسط مردان پوشیده میشده است,پارچهای که برای لنگیها استفاده میشود ممکن است پشم، کتانی یا ترکیبی از پارچه آنها باشد,فقط قشر مرفه میتوانستند ابریشم وارداتی را تهیه کنند,لنگی همچنان توسط مردم در سراسر جهان پوشیده میشود. به عنوان مثال، لنگی یک نوع لباس سنتی است که در بسیاری از جوامع آسیایی پوشیده میشود. در فرهنگهای گوناگون، به ویژه در مناطق گرمسیری، لباس سنتی مردان را شامل میشود که از یک لباس واحد تا زیر کمر تشکیل شده، از جمله dhoti هندی و lungi هند، یا kilt اسکاتلندی.
قرون وسطی و رنسانس
در قرون وسطی، لباس زیر مردان غربی، راحت تر شد,لنگیها جایگزین لباسهای شل و لوده شبیه پیژامه به نام بریس شدند,آنها سعی میکردند که پاها و کمر خود را با چرم گوساله بپوشانند,مردان ثروتمند اغلب لباسهایی میپوشیدند که فقط پاهایشان پوشیده میشد,بریس نوعی شلوار بود که قبیلههای سلتیک و ژرمنی در دوران قدیم میپوشیدند و بعد از آن اروپاییها در قرون وسطی از آن استفاده میکردند که در بعد از قرون وسطی به طور انحصاری از آن به عنوان لباس زیر استفاده میکردند,بعد از دوران رنسانس، بریسها کوتاه تر شدند و به صورت پیراهن درآمدند و در قرن پانزدهم اغلب به شکل پیراهنها رنگارنگ درآمدند. با این حال، بسیاری از انواع بریسها و پیراهنها نباید با لباسهای دیگر پوشیده میشدند، بنابراین در حقیقت، لباس زیر به حساب نمیآمدند,بریسها معمولا یک قسمت اضافه در جلو داشتند که با دکمه بسته میشد این مدل لباس اجازه میداد که مردان برای تخلیه ادرار بدون نیاز به در آوردن کامل لباس انجام شود,در قرون وسطی مردان معمولا یک لباس شبیه به پیراهن در فرانسه و انگلستان میپوشیدند., زنان هم لباس زیر در زیر لباس خود میپوشیدند,پوشیدن کرستها نیز در این زمان شروع شد,در ابتدا آنها جفت بدن یا (چفت بدن) نامیده میشد، که به فرم دهنده بدن معروف بود. در دوران ویکتوریا به آنها کمربندهای منحصربه فرد هم گفته میشد,جنس لباس زیرها در آن دوران معمولا از کتان و لنین و ابریشم بوده است.
روشنگری و عصر صنعتی
اختراع ماشین آلات ریسندگی پنبه، در نیمه دوم قرن ۱۸ انقلابی در تولید پارچه ایجاد کرد و پارچههای پنبهای به طور گستردهای در دسترس قرار گرفتند. کارخانهها شروع به تولید لباس زیر کردند و برای اولین بار مردم توانستند لباس زیر را از فروشگاهها بخرند و در منزل نگهداری کنند,در دهه ۱۸۲۰ شلوارهای تنگ مد روز شدند و کرست و شلوار پوشیده میشد. در دهه ۱۸۶۰، کرستها بسیار تنگ شد تا حدی که زنها احساس خفگی میکردند ولی در دهه ۱۸۸۰، جنبش اصلاح لباس و مبارزه علیه درد و آسیب به اندامهای داخلی و استخوانهای ناشی از تنگ پوشی به وجود آمد,درنتیجه باعث اختراع “کرست سالم” شد,کرست معمولا مانند یک پیراهن نازک از جنس کتانی یا پنبه بود,شلوارکهایی (پانتالیت) هم برای پوشاندن پاها به وجود آمد که در اوائل قرن نوزدهم در فرانسه آغاز شد و به سرعت به انگلیس و امریکا گسترش یافت,پانتالیتها مانند آسترهایی بودند که روی پاها کشیده میشد,یکی دیگر از لباسهای معمول قرن نوزدهم برای مردان، زنان و کودکان، لباس خواب یکسره بود,این لباس زیر در نیویورک و در سال ۱۸۶۸ اختراع شده بود، این یک لباس یکپارچه بود که معمولا از مواد نساجی ساخته شده با آستین تا مچ و پاها تا مچپا بود,در اوایل قرن بیستم، صنعت لباس زیر به صورت تولید انبوه درآمد و رقابت، تولیدکنندگان را مجبور ساخت تا انواع طرحهای نوآورانه و خلاقانه را برای رقابت انتخاب کنند,شرکت هانس در این زمان پدید آمد و به زودی خود را به عنوان یک تولید کننده بزرگ از لباس زیر که تا دهه ۱۹۳۰ معمول بود، معرفی کرد,لباسهای زیر مدرن مردانه در سال ۱۹۳۰ اختراع شد,در ۱۹ ژانویه ۱۹۳۵ شرکت کوپرز اولین لباس زیر مردانه جهان را در شیکاگو فروخت. این لباس زیرها توسط یک “مهندس پوشاک” به نام آرتور کانیبلر طراحی شد,در این دهه اولین شورتهای واقعی باکسر به وجود آمد. زنان در این دوره از سینهبند استفاده میکردند,قبل از دهه ۱۹۵۰، لباس زیر ساده و سفید بود که نباید در معرض دید عموم قرار میگرفت,در دهه ۱۹۵۰، لباس زیر به عنوان یک آیتم مدرن تبلیغ میشد و در رنگهای مختلف ساخته شد, در این دهه تولیدکنندگان با پارچههای ریون و داکرون و اسپاندیکس و نایلون هم لباس زیر تولید کردند, تا سال ۱۹۶۰، لباس زیر مردانه با الگوهای مشخص و شخصیتهای کارتونی تولید شد,در این دهه لباس زیر خانمها به جای کمر بیشتر بر سینهها تأکید داشت. در این دهه معرفی سینه بند کریستین دیور به چشم میخورد، شورتهای زنان رنگارنگتر و تزئینیتر میشوند و در اواسط دهه ۱۹۶۰ در دو سبک اختصاری به نام “هیپ هاگر” و “بیکینی” که اغلب از جنس نایلونی بود تولید شد,جوراب شلواری اولین بار در سال ۱۹۵۹ ساخته شد، توسط Glen Raven Mills از کارولینای شمالی اختراع شد. این شرکت بعد از سال ۱۹۶۵ جوراب شلواری بدون درز را معرفی کرد,لباس زیر به عنوان مد درسال ۱۹۷۰s و ۱۹۸۰ درآمد، و تبلیغ کنندگان لباس زیر راحتی آن را فراموش کرده و بیشتر سکسی بودن لباس زیر را مطرح کردند,در دهه ۱۹۷۰ خرده فروشان لباس زیر مردان، تمرکز بر تقاضای مد و جنس داشتند,طراحانی مانند Calvin Klein مدلهای را وارد بازار کردند که بازار را متحول کرد,دهه ۱۹۹۰، شورتهای باکسر اختراع شد,امروزه تنوع لباسهای زیر به قدری بالا رفته که از آن در برخی موارد به عنوان یک لباس مستقل استفاده می شود,علاوه بر تنوع در مدل، تنوع در جنس و کیفیت نیز بالا رفته و این امکان را به افراد می دهد که در انتخاب خود گزینه های متعددی داشته باشند.
کاربردهای علمی پوشاک
انسانها همیشه در حال طراحی کردن پوشاک نوین برای مشکلات عملی خود هستند و دیگر فرق بین پوشاک و وسایل حفاظتی به شکل آشکار مشخص نیست,در این باره میتوان به پوشاکی مانند پوشاک فضانوردی، پوشاک زرهی، پوشاک غواصی، مایو، پوشاک حفاظت کننده در مقابل نیش زنبور، لباس چرمی موتورسواری و لباسهای محافظ اشاره کرد.
پوشاک، ابزاری برای حفظ حجب و حیا
پوشاک میتواند به عنوان ابزاری برای حفظ حجب و حیا نیز استفاده شود,در طول تاریخ بسیاری از جوامع به طور کامل یا تا قسمتی طرفدار برهنگی بودهاند که این یک هنجار فرهنگی به حساب میآمد,در دنیای امروز در بیشتر فرهنگها رفتوآمد در مکانهای همگانی بدون پوشاک یک هنجار شکنی و غیرقابل قبول است.
تاریخچه پوشاک
لباسهای اولیه از پوست حیوانات تهیه میشدند,لباس مردم عهد باستان بسیار گشاد بود,در قرون وسطی مردم فقیر لباسهای سادهای برتن میکردند اما ثروتمندان از لباسهای دوخته شده از حریر و ابریشم مرغوب شرق استفاده میکردند. مثلاً ملکه الیزابت اول، سمبل مد در دوران خود بود,گفته میشود وی هنگام مرگ خود بیش از ۳۰۰۰ دست لباس داشت,ایرانیان از بیش از ۱۰ هزار سال پیش دارای تمدن بودهاند,از این رو، ریشهی بسیاری از دستاوردهای بشر را در این تمدن میتوان یافت,برای مثال، نخستین ابزار ریسندگی و بافندگی در غار کمربند، نزدیک بهشهر، یافت شده است که به ۷ هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمیگرد, به علاوه، در قدیمیترین بخشهای شهر باستانی شوش، که در خوزستان قرار دارد، سوزنهای سوراخدار پیدا شده است,جالب است بدانید اسکندر مقدونی، با آنکه به ایران حمله و آن را اشغال کرده بود، لباس ایرانی میپوشید,این دستاوردهای و نوآوریهای دیگری که در دورانهای بعدی رخ داد، زبانزدی برای ایران در عرصه پوشاک شد,در این جا به برخی از نوآوریهای ایرانیان در زمینهی پوشاک و پارچه اشاره میشود.
کت و شلوار
ایرانیان نخستین مردمانی بودند که کت آستیندار و شلوار میپوشیدند,مردمان تمدنهای دیگر، بابلیها، آشوریها، یونانیها و رومیها، شلوار نمیپوشیدند و حتی یونانیها ایرانیان را به خاطر شلوارهای رنگیشان مسخره میکردند,ایرانیان حتی نوعی شلوار ویژهی سوارکاری نیز داشتند که تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته میشد,شلوار در اصل شروال خوانده میشد. عربها آن را سروال نامیدند و جمع آن را سراویل میگویند. در ترکی و کردی نیز شروال گفته می شود. مجارها آن را شلواری (Schalwary) میگویند,به زبان لاتین، سارابارا (Sarabara) گفته میشد,واژهی انگلیسی Pajama (پاجاما) از واژهی پای جامه ساخته شده است که از واژههای فارسی کهن است.
پوشش زنان
ایرانیان از دیرباز به پاکدامنی اهمیت میدادند و زنان ایرانی پوشیده با چادر یا پوششهای دیگری که بخشهایی از موها را میپوشاند و تنه را در بر میگرفت، در میان مردان ظاهر میشدند,در یک مهر سنگی استوانهای که از دورهی هخامنشی برجای مانده و اکنون در موزهی لوور فرانسه نگهداری میشود، شاهزادهی ایرانی و ندیمههایش دیده می شود که شاهزاده چادر و ندیمهها سرپوش دارند,در طرحی که روی سنگی در ارگیلی ترکیه نقش بسته است، زن ایرانی باپوشش چادر و سوار بر اسب دیده میشود,حتی سرپوشهای پارچهای دورهی هخامنشی از زیر برفهای منطقهی پازریک روسیه پیدا شده است. (یادآوری میشود، سرزمینهایی که نام بردیم، بخشی از امپراطوری پهناور پارسها بودند.)
لباس ورزش
ایرانیان نخستین مردمانی هستند که از لباس ورزشی استفاده میکردند, چوگان ورزش باستانی و مورد علاقهی ایرانیان بود, چوگان بازان نوعی پیراهن نیمآستین و شلوار تنگی میپوشیدند تا هنگام بازی راحتتر باشند, جنس پیراهن چوگان بازی را نیز نوعی انتخاب کرده بودند تا کمتر عرق کنند, انگلیسیها در سالهای استعمار هندوستان در آن سرزمین با چوگان و لباس نیم آستین آشنا شدند و آن را به خود به اروپا بردند که بعدها به آمریکا نیز راه یافت و به تیشرتهای امروزی منجر شد.
نوآوریهای دیگر
دستکش
گزنفون، تاریخنگار یونانی با ایرانیانی روبهرو شده بود که دستهایشان را در پوستهای ضخیم و قابهایی نگه میداشتند,نمونههایی از دستکشهای زینتی در موزهی ایران باستان نگهداری میشود.
انوع کلاه
ایرانیان از دیرباز کلاههای گوناگونی میپوشیدند که نشاندهندهی موقعیت اجتماعی آنان بود, کلاه پاپها و حتی تاج برخی از پادشاهان قدیم اروپا، برگرفته از کلاه و تاج پادشاهان ایران است.
چکمه
پوشیدن چکمههای چرمی از زمان هخامنشیان مرسوم بود و حتی ژوستینین، امپراتور روم شرقی، چکمههای ایرانی میپوشید.
شال
هنوز هم در زبان انگلیسی به همین نام خوانده میشود (shawl) و نوع مردانه و زنانهی آن هر دو نوآوری ایرانی هستند,کاری شده است که با دیدن آن به یاد شوالیههای اروپایی میافتیم. در واقع، شوالیههای اشکانی سرمشق شوالیههای اروپایی قرار گرفتند.
پوشاک و نشانه ها
لباسی که شما میپوشید پر است از نشانههای مخفی؛ اخیرا پژوهشی در دانشگاه نورثوسترن انجام شده که بیشتر روی مفهوم و ادراکی است که از نوع پوشش به دست میآید,پژوهشگران این تحقیق گزارش خود را براساس تاثیرات لباسها بر خود فرد پوشنده تنظیم کردهاند و اینکه لباسهای هر فرد چه تاثیرات روانیای روی خودش دارد,به عبارتی این پژوهشگران میخواهند بگویند لباسها به شما میگویند چه کنید و علاوه بر اینها احساساتی را هم درونتان شکل میدهند, پوشیدنیها همچنین میتوانند نشان دهندهٔ باورهای مذهبی، فرهنگی و دیگر معانی اجتماعی باشند.
لباس های تنگ
افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموما افرادی مغرور و زود رنج اند, همچنین افرادی بسیار جذاب هستند,افرادی شایسته و معقول اند.
لباس های گشاد
افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند, فداکار و صادق نیز هستند.
لباس های تیره
افرادی که لباس های تیره میپوشند عموما افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند به ندرت عصبانی می شوند و و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.
لباس های روشن
افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند. افرادی مهربان و شوخ طبع هستند عاشق صلح و صفا و ارامش اند.
تاريخچه پوشش در جهان
بنابر گواهي متون تاريخي، در اکثر قريب به اتفاق ملت ها و آيين هاي جهان، حجاب در بين زنان معمول بوده است, هر چند در طول تاريخ، فراز و نشيب هاي زيادي را طي کرده و گاهي با اعمال سليقه حاکمان، تشديد يا تخفيف يافته است، ولي هيچگاه به طور کامل از بين نرفته است, مورخان به ندرت از اقوام بدوي که زنانشان داراي پوشش مناسب نبوده و يا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر مي شدند، ياد مي کنند.
تاريخچه پوشش و عفاف
بنابر گواهي متون تاريخي، در اکثر قريب به اتفاق ملت ها و آيين هاي جهان، حجاب در بين زنان معمول بوده است, هر چند در طول تاريخ، فراز و نشيب هاي زيادي را طي کرده و گاهي با اعمال سليقه حاکمان، تشديد يا تخفيف يافته است، ولي هيچگاه به طور کامل از بين نرفته است,مورخان به ندرت از اقوام بدوي که زنانشان داراي پوشش مناسب نبوده و يا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر مي شدند، ياد مي کنند,دانشمندان، تاريخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل از تاريخ و عصر حجر نسبت مي دهند، کتاب «زن در آينه تاريخ» پس از طرح مفصل علل و عوامل تاريخي حجاب، مي نويسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسي آثار و نقوش به دست آمده، پيدايش حجاب به دوران پيش از مذاهب مربوط مي شود، و به اين دليل، عقيده عده اي که مي گويند «مذهب» موجد حجاب مي باشد، صحت ندارد، ولي بايد پذيرفت که در دگرگوني و تکميل آن بسيار مؤثر بوده است.


زنان سارتي
براساس مجسمه هاي برجاي مانده، کتيبه ها و نقش برجسته هاي تاريخي چنين استنتاج کرده اند که گرما و سرما عامل اصلي اختيار پوشاک نبوده بلکه علت آن حيا بوده است.

روسيه
به نظر مي رسد از وجود حجاب در ميان ديگر امت ها و رعايت آن به گونه اي نزديک به آنچه اسلام آورده، مي توان نتيجه گرفت که اين سنت ديني ريشه اي در فطرت و ساختار وجودي انسان دارد.

پوشش زن در يونان و روم باستان
دايره المعارف لاروي درباره پوشش زنان يونان باستان مي گويد: زنان يوناني در دوره هاي گذشته، صورت و اندام شان را تا روي پا مي پوشاندند, اين پوشش که شفاف و بسيار زيبا بود، در جزاير کورس و امرجوس و ديگر جزاير ساخته مي شد, زنان فنيقي نيز داراي پوششي سرخ بودند,سخن درباره حجاب، در لابلاي کلمات قديمي ترين مولفين يوناني نيز به چشم مي خورد، حتي «بنيلوب» (همسر پادشاه عوليس فرمانرواي ايتاک) نيز با حجاب بوده است,زنان شهر «ثيب» داراي حجاب خاصي بوده اند، بدين صورت که حتي صورت شان را نيز با تکه مي پوشاندند,اين تکه داراي دو منفذ بود که جلوي چشمان قرار مي گرفت تا بتوانند ببينند,نقش هايي که بر جاي مانده، حکايت مي کند که زنان سر را مي پوشانده، ولي صورت هاي شان باز بوده است، و وقتي به بازار مي رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت هاي شان را بپوشانند، خواه باکره و خواه داراي همسر باشند,حجاب در بين زنان سايبري و ساکنان آسياي صغير و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نيز وجود داشته است,زنان رومانيا از حجاب شديدتري برخوردار بوده اند، به طوري که وقتي از خانه خارج مي شدند، با چادري بلند تمام بدن را تا روي پاها مي پوشاندند و چيزي از برآمدگي هاي بدن مشخص نمي شد,ويل دورانت، تاريخ نويس مشهور نيز شواهد زيادي دال بر وجود حجاب در بين زنان يونان و روم باستان آورده است,او درباره «الهه عفت» که يکي از خدايان يونان باستان است، مي گويد: «آرتميس»، الهه عفت است و عالي ترين نمونه (و الگو براي) دختران جوان به شمار مي آيد,داراي بدني نيرومند و ورزيده و چابک و به زيور عفت و تقوا آراسته است,همچنين درباره مردم يکي از قبائلي که نهصد سال قبل از ميلاد زندگي مي کرده اند، آورده است: «بالاتر از ارميان و در کنار درياي سياه، «سکاها» بيابانگردي مي کردند. آن ها مردم درشت اندام قبائل جنگي نيمه مغول و نيمه اروپايي بسيار نيرومندي بودند که در ارابه به سر مي بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه مي داشتند,زنان فقط در صورتي مي توانند خويشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشن هاي مذهبي و تماشاخانه ها حضور يابند که کاملا در حجاب باشند,همچنين از قول يکي از فلاسفه يونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل مي کند: نام يک زن پاک دامن را نيز چون شخص او بايد در خانه پنهان داشت.

مردم اروپاي شمالي نخستين سده هاي ميلادي
در اين دوره مردان پيراهن کوتاه، و زنان پيراهن بلند بر تن مي کردند,زنان دو پيراهن روي هم مي پوشيدند، که زيرين آستين بلند و از پارچه ي پشمي بود و کار زيرپوش را مي کرد,دومي بلند و راسته، و دنباله دار با آستينهاي بلند و گشاد,روي آنها شنلي داشتند که در جلو يا روي يک شانه بسته مي شد و روسري که سر و شانه را مي پوشاند.
رم باستان سده اول قبل از ميلاد تا پنجم ميلادي
توگا پارچه اي پشمين بود به شکل مستطيل، به پهناي 225 سانتيمتر و درازي 540 سانتيمتر، که دور بدن پيچيده مي شد.
بيزانس سده چهارم ميلادي تا قرون ميانه
در اين دوران به دليل نفوذ مسيحيت، بدن کاملا پوشيده مي شد و مرد و زن پيراهن هاي بلند و راسته با آستينهايي بلند از ابريشم يا کتان مي پوشيدند,زنان روي پياهن خود شال بلندي چون پالا، يا استولاي رومي بر دوش مي افکندند، و گاه نيز آن را بر سر مي انداختند.
ايتاليا قرون ميانه
در ابتدا پوشاک اصلي بلياد بود، تونيکي آستين بلند که نوع زنانه آن تا روي پا و مردانه ي آن تا بالاي زانو مي رسيد,روي آن پوشش ديگري مي آمد به نام پاليوم به شکل ردا که از روي شانه ها به جلو آمده با قلاب يا سنجاق سينه بزرگ بسته مي شد,پوشش سر زنان در قرون ميانه پارچه اي بود به شکل مستطيل يا نيم دايره که روي سر مي انداختند و تا شانه ها و يا پايين تر از آن را مي پوشاند,اين، در واقع نوعي پالاي رمي بود به نام (کورشف) يا ويمپل اغلب زنان ثروتمند تاج خود را روي ويمپل، بر سر مي گذاشتند,کلاه هاي به شکل عمامه، برگرفته از دوران بيزانس، مورد استفاده خانمها ونيزي بود.
انگلستان در دوران رنسانس
در زمان شکسپير زن حق نداشت که روي صحنه بيايد، نقش زنان را پسران بازي مي کردند و گاهي تماشاگر عهد اليزابت پسري را در صحنه مي ديد که در نقش زني بازي مي کند که با جامه پسر يا مردي در آمده است,جامه هاي بلند زنان، که از پارچه هاي لطيف ساخته شده داراي طرح پيچيده اي بودند، ساق پاها را مي پوشاندند، پوشيدن جورابهاي ابريشمي به وسيله ملکه (اليزابت) مرسوم شد و زنها دامنها را روي زمين مي کشيدند,زنان تا سال 1550 پوشش عجيبي براي سرشان به کار مي بردند، که مانند شيرواني شيب دار بود و تمام مو را مي پوشاند، گيبل هود، يا کنل و يا پدي منتال نام داشت,شنلهاي زنانه بلندي که جلو آن باز بود، و نيز رداهاي بزرگ و گشاد با آستينهاي پف دار، عرضه گرديد,چنانچه گويندماسک مخمل سياه ويژه ي زناني بود که داراي مرتبه ي اجتماعي برتري بودند و به هنگام پياده روي يا سواري به کار مي رفت.
انگلستان قرون ميانه
در اوايل اين دوران مردان و زنان انگليسي همچنان سه لباس اصلي، استولا، يا لباس زير، بلياد يا لباس رو، و پالا يا شنل، که همگي همان پوشاک اصلي يوناني – رومي بود، مي پوشيدند,مردان باشلق ساده اي بر سر مي گذاشتند، در حالي که زنان موي خود را زير روسري، يا هدريل از جنس پارچه کتان پنهان مي ساختند. اين روسري ، دايره، مربع يا مستطيل بوده و مانند روسري چانه پوش ايرانيان و رميها، ضمن پوشاندن سر، به دور گردن پيچيده مي شد,تاج را، در صورت استفاده، روي اين روسري قرار مي دادند,در حدود سال 1200، زنان موي خود را در بالاي سر جمع مي کردند,آنها از چانه بند و ويمپل که هر دو از کتان لطيف تهيه شده بود، استفاده مي کردند.

انگلستان در دوران رنسانس
در زمان شکسپير زن حق نداشت که روي صحنه بيايد، نقش زنان را پسران بازي مي کردند و گاهي تماشاگر عهد اليزابت پسري را در صحنه مي ديد که در نقش زني بازي مي کند که با جامه پسر يا مردي در آمده است,جامه هاي بلند زنان، که از پارچه هاي لطيف ساخته شده داراي طرح پيچيده اي بودند، ساق پاها را مي پوشاندند، پوشيدن جورابهاي ابريشمي به وسيله ملکه (اليزابت) مرسوم شد و زنها دامنها را روي زمين مي کشيدند, زنان تا سال 1550 پوشش عجيبي براي سرشان به کار مي بردند، که مانند شيرواني شيب دار بود و تمام مو را مي پوشاند، گيبل هود، يا کنل و يا پدي منتال نام داشت. شنلهاي زنانه بلندي که جلو آن باز بود، و نيز رداهاي بزرگ و گشاد با آستينهاي پف دار، عرضه گرديد,چنانچه گويندماسک مخمل سياه ويژه ي زناني بود که داراي مرتبه ي اجتماعي برتري بودند و به هنگام پياده روي يا سواري به کار مي رفت.

انگلستان قرن17
دامنها بلند و پف دار بودند. آستينها تا آرنج، و يا مچ دست بود,در اين دوران نوعي لباس سوارکاري عرضه گرديد که شامل يک کت بلند که سراسر جلو آن دکمه داشت، دامني گشاد و بلند يک نيم تنه يا دابلت که زير کت پوشيده مي شد.

انگليس قرن 19
زنان انگليسي محافظه کار براي اينکه اندامشان از زير پيراهن نمايان نشود، چندين زير دامني از پارچه کتان و ململ با حاشيه هاي توردوزي مي پوشيدند,روي پيراهنهاي يقه باز خود، يقه اي متشکل از چندين رديف تور چين دار يا بتسي يادگار ملکه اليزابت مي پوشيدند,قد دامن ويژه ي روز يا شب تا مچ پا و يا اندکي بالاتر از زمين بود از سال 1796 تقاضا براي پارچه ي فلانل انگليسي، به منظور تهيه شال و روسري روبه ازدياد گذاشت,ويژگي پوشاک اين دوره، وجود بالاپوشي گشاد يا ردينگوت از پارچه ي ضخيم بود و اختصاص لباسهاي متفاوت براي موفقيتهاي متفاوت بود,هنگام بازي گلف، بلوز کوتاه، دامن و شنل گلف، و يا کت نور فولک مي پوشيدند.












